Yeni ildə bütün azərbaycan xakqina üzün ömür və can saliği arzu edirəm
Tanridan hamiya gözəl günlər diləyirəm
Inşalah ki azərbaycanimiz həmişəki kimin baş uca yaşasin


سايت بليچر رپورت در گزارش خود عنوان بدترين قضاوت تاريخ فوتبال جهان را به
محسن تركي اختصاص داد!!!!
وب سايت خبري بليچر رپورت روز گذشته در
گزارشي به بررسي بدترين قضاوت هاي تاريخ فوتبال جهان پرداخته است و نكته جالب
اينكه در ميان 18 قضاوت بدنام تاريخ فوتبال جهان، رتبه نخست به محسن تركي رسيد!
در حالي كه هنوز هواداران پرسپوليس
هنرنمايي اين داور را در جريان دربي هاي پايتخت ايران فراموش نكرده اند، قضاوت
تركي در بازي چين و عمان در چهارچوب بازي هاي مقدماتي المپيك 2012 لندن عنوان
بدترين قضاوت تاريخ فوتبال جهان را بدست آورد!
دو تيم در شرايطي در مسقط به مصاف هم
رفتند كه در بازي رفت عمان با يك گل چين را شكست داده بود. اما چين در بازي برگشت
با گل دقيقه 69 خود اين نتيجه را جبران كرد و روند بازي به گونه اي بود كه به نظر
مي رسيد چيني ها بتوانند در مقدماتي المپيك 2012 لندن به مبارزه خود ادامه بدهند.
اما اخراج بحث برانگيز و عجيب بازيكن
چين در دقيقه 72 همه چيز را تغيير داد تا بازي در وقت قانوني با همين نتيجه به
پايان برسد و در وقت هاي اضافي عمان با شكست چين موجبات حذف اين تيم را فراهم كند.
اتفاقي كه با واكنش شديد ميروسلاو بلاژويچ سرمربي وقت تيم ملي اميد چين همراه بود
قبل از اعلام نتايج انتخابات در سولدوز،عده اي از اكراد در شهر سولدوز
به اجراي مراسمات پايكوبي و رقص در كنار پرچم كذايي كردستان نمودند.
پرچمي كه داراي بيست و يك تيشك است كه باصطلاح
نشانگر بيست و يك شهري كه قرار است توسط كردها اشغال شود كه با قرمز يعني خون ريزي
شروع شده و به سبزي خواهد رسيد! اين پرچمي كه نمود حس اشغال گري اينان مي باشد و
ما هنوز خوابيم.
بسيار خوشحال شدم و در پوست خود نگنجيدم
زيرا طينت اين حكومت فاشيستي روشن شد و همه ديدند حكومتي كه بخاطر شعر خواندن
كودكي بزبان تركي زندانها را پر ميكند و انگ تجزيه طلبي و نفاق بر ملت آذربايجان
جنوبي مي زند چرا به اين حركت پست و نمادين كه علنا" خاك آذربايجان
را ييلاق عقايد امپرياليستي كرد مي كند نه تنها واكنشي نشان نمي دهد بلكه با رد
صلاحيت گسترده نامزدهاي ترك و مقتدر و تبليغ نامزدهاي سياهي لشگر ميدان و عرصه را
براي بي طرف جلوه دادن نقش خود در انتخاب عبدالكريم حسين زاده كه به گفته دولت از
فرزندان شهدا مي باشد كم رنگ كند.!
هنگامي كه رمضان زاده دولت خاتمي گفت
:اورميه پايتخت كردستان است ؛خوابيديم و خنديديم به اين ياوه هاي نوكر حلقه به گوش
رژيم فاشيستي باين باصطلاح اولين استاندار كرد كشور!
هنگامي كه بارزاني عوايد حاصل از نفت
تركمن هاي كركوك را روانه جيب قاچاقچيان در اورميه كرد تا زمين بخرند و سياست نفت
در برابر زمين را اجرا كرد دودستي خاك را تقديم آنان كرديم.
هنگامي كه طالباني در كركوك فرياد زد كه
كركوك كردستان است به جاي پناه دادن به مهاجران تركمن مظلوم به آوارگان بارزاني و
طالباني پناه داديم و دولت عزيز حلبچه را در گوشمان كرد و از آلتين كورپو صداي
ناله كودكان ترك به گوش نرسيد.
هنگامي كه در سولدوز زنان غيور ترك براي
صيانت از ناموس خود؛همچو سارا خويشتن را به پاكي گدار رود سپردند صدايمان در
نيامد.
هنگامي كه در اورميه اسماعيل آغا
سيميتقو شكم مادرانمان را پاره كرد و خاكمان را با خون مويرگهاي نوزادان چشم وا
نكرده سيراب كرد بيدار نشديم..
هنگامي كه حسني در نماز جمعه فرياد زد
اگر كرد از صندوق راي هم دربيايد.خنديديم و جوكهايش را ميهمان اس ام اس هايمان
كرديم.
هنگامي كه به جاي درمان فرزندان ترك در
اورميه ,بيمارستان صولتي و قلي پور و عارفيان را مأمن نوكران پ ك ك كردند در 22
بهمن ها شعار زنده باد و مرده باد داديم.
هنگامي كه فرزندانمان در مرزهاي تركيه
براي جلوگيري از كردسازي عمدي دولت خون دادند و شهيد شدند ؛نوكر دولت و سپاه
خوانديمشان!
هنگامي كه قره باغ شد پايگاه پ ك ك و
پژاك ايران ساخته, گاز را دودستي تقديم هم كيشان ارمني شان نموديم.
هنگامي كه قاضي محمد در مقابلمان رژه
رفت؛سند 6 دانگ سويوق بولاق(مهاباد) را به نام اكراد و ميهمانان ناخوانده مان
كرديم.
هنگامي كه باغها و خانه ها و زمينهايمان
را همان كرداني كه به جاي مبارزه با آنان به تمسخر و جوك گفتن به آنها پرداختيم
؛خريدند نشستيم و فيلم و موسيقي تماشا كرديم.
هنگامي كه گفتيم در اورميه و سولدوز
تحريم نكنيد نگذاريد مشروعيت به اين خواست كذاييشان بدهند راي نداديم و در تهران و
تبريز و اردبيل عين سيل روانه صندوق شديم.
كدام كارهايمان تا كنون درست و از روي
منطق بوده است !چرا همه اش توجيه كرده ايم و هر كه گفت :نه آقا ..اين اشتباه است.بايكوتش كرديم!
اما اكنون زمان بيداريست ؛پروژه كردستان
و ارمنستان خيالي در حال شكل گيري است.بارزاني ميخواهد استقلال شمال عراق را تا
عيد نوروز اعلام كند,عيدي كه از ما به عاريت گرفتند و آن تيشك هاي 21 گانه اش نماد
نوروز و تصرف 21 شهر ترك نشين است!سياستي كه براي مقابله با ان در نت به دنبال
عكسهاي يادگاري گشتيم!
امروز مردم سولدوز بيدار شده اند فهميده
اند كه خاك چقدر گرانبهاست. خاكي كه هزاران سال تركان و ايل قاراپاپاق و ستارخان
ها و افشارها و....برايش خون داده اند با يك راي دروغين و يك پارچه خيالي آويزان
بر ميله جوانكي نادان از دست دادني نيست.
حتي اگر اين بيداري به صحنه هم نيايد
همين كافيست؛همين كه لرزه بر گوشت و استخوانمان بيفتد كه پدربزرگم بايد از فردا بر
روي زمين يك بيگانه كار كند؛زميني كه شركت سهامي خاص جمهوري اسلامي و بارزاني صاحب
آن هستند.
امروز بارزاني خواهد فهميد كه سولدوز ديگر كركوك نيست.ديگر گدار از نوشيدن خون هم خاكانش سير شده است.ديگر آلتين كورپو تكرار نخواهد شد.امروز بارزاني بايد چنان ترس برايش مستولي شود كه ديگر جرئت نكند پايش را از گليمش دراز كند.هم چنان كه در قيام اورميه و خرداد به همه آنان ثابت شد و باز ثابت خواهيم كرد كه سولدوز كركوك نيست.
به رسم مالوف بايد خود را معرفي نمايم. منم هموطنِ بي وطن تو! منم هموطن بي زبان، بي نشان، بي تاريخ و بي هويت تو، نشناختي؟! اگر در روزهاي سخت در كنار تو بودنم را فراموش كرده باشي، حتما روزهاي شادي و پارتي مرا به ياد مي آوري!
.
.
.
نمي خواهم از تمدن 7000 ساله ام بگويم، نمي خواهم از غناي زبان مادري ام كه سومين زبان زنده دنياست، حرفي بزنم، نمي خواهم از شيرزنان و شيرمردان تؤرك مثالي بياورم كه اكنون يا مثل دهقان فداكار، مال من نيستند، يا مثل بابك نشان بي ديني هستند و مثل ستارخان، امروز لقب اوباش گرفته اند، انگار كه همو نبود كه با يك پاي سالم مجلس ملي مان را از دست بيگانه درآورد، و سپس لقب سردار ملي گرفت.
.
.
.
تو در مدرسه به زبان مادريت شعر خواندي و جايزه گرفتي و من به دليل صحبت به زبان مادريام حكم اخراج. كتابهايمان پر بود از عكس نياكان تو و من بي هيچ نژاد و تاريخي! همه جا نشانهاي از فرهنگ اصيل تو بود و من با تمدن 7000 ساله بي نشان و مدرك بودم. براي تو آثار تاريخي مي ساختند! و آثار تاريخي من هر روز ويران مي شد.
.
.
.
اصفهان و تهران پايتخت هاي فرهنگي و صنعتي و تجاري شدند و تبريز با سابقه تجارت چند هزار ساله كه حتي ماركو پولو را 700 سال پيش به حيرت انداخته بود، منطقه دور افتاده و غير استراتژيك شد و ده بزرگ.
.
.
.
زمان اصلاحات رسيد و آن رييس فرهنگ! دوباره من و تو براي خلق حماسه برادر شديم. براي اولين بار از زبان يك مسئول دولتي شعري به زبان تؤركي شنيدم: «حيدر بابا ...» تا خواستم بگويم تمامي تلفظ ها اشتباه است و شعر زيبايي خود را از دست داد، مشتي محكم، آرام دهانم را بست كه: «او فارس زبان است و نمي تواند مثل ما تؤركي صحبت كند.»
.
.
.
اخيرا هم اين زگيل زشت تراختور تركيب زيباي تو را به هم زده است. پس از چندين سال نابودي هست و نيست آذربايجان، كه ورزش هم از اين قائده مستثني نبود، توسط مديران تو (كه من هيچوقت متوجه نشدم چرا اكثريت مديران مناطق تؤرك نشين فارس هستند!) اين فرزند ناخواسته از كجا آمد كه خواب سنگين شونيزم را پريشان كرده است.
.
.
.
اي بلند آرمان دموكراسي! اي پرچمدار
ايران نو! اي همواره به فكر توده و من! اي عدالت اجتماعي! لطفا به خاطر من خودت را
به زحمت نيانداز، كه اين بار سعي دارم از تجربيات شيرين با تو بودن براي آينده تلخ
نهايت استفاده را بكنم. اين بار سر آن
دارم كه.....
آرديني اوخو
چند درصد از مردم،شهرستان صايين قالا (شاهين دژ) را به عنوان يك شهر تورك نشين مي شناسند؟
صايين قالا شهريست تورك نشين در قلب آزربايجان.با بيش از هفت هزار سال قدمت تاريخي.تمامي اسناد تاريخ، گواه زندگي اقوام تورك(و نه آذري) در اين منطقه بوده است. اما دست روزگار سرنوشت اين شهر را به جايي رسانده كه با شنيدن نام صايين قالا، بعضي افراد نا آگاه اين شهر را هم رديف شهرهاي بوكان، اشنويه، سردشت،... مي پندارند. يعني يك شهر كرد زبان و كرد نشين.ريشه قضيه كجاست؟ حضور كردها در اين شهر به كجا برمي گردد؟
سالها پيش، يكي از خوانين منطقه به نام ....خان قاسملو ي افشار، براي تامين نيروي انساني مورد نياز براي انجام كارهاي مربوط به كشاورزي و ساخت و ساز و .... اقدام به آوردن تعداد زيادي كارگر كرد از مريوان و بانه و .. نمود.كارگران به منطقه آمدند.شرو ع به كار كردند.به به!چه جايي بهتر از هواي پاك و خالص آزربايجان و زمينهاي حاصلخيز منطقه؟؟؟و بدين ترتيب بود كه كارگران ماندگار شدند و شدند بخشي از جمعيت صايين قالا و تيكان تپه.كم نيستند تعداد روستاهاي 100% كرد نشين در سطح منطقه.
كردهاي صايين قالا اكثرا در منطقه موسوم به فلكه قيام و كشتارگاه ساكن هستند.با فرهنگ خاص خود.مغازه ها و شيوه تجارت مخصوص به خود.-سود كمتر،فروش بيشتر!- و به همين دليل است كه هر روزه سيل عظيم مشتريان تورك و كرد به جهت قيمت كمتر(اما متاسفانه كيفيت نا مرغوب) به سمت فروشندگان و بازاريان كرد فلكه قيام سرازير مي شوند! به طوري كه در مورد بعضي اقلام، حتي انحصار فروش هم در دست اين دوستان است!!
چهره كوچه پس كوچه هاي تنگ و پر جمعيت كشتارگاه و جاده ورودي از سمت تيكانتپه متاسفانه كاملا همانند چهره يك شهر كرد نشين است.اما خوشبختانه اقدامات شوراي شهر در دوره هاي گذشته، مانع از تغيير چهره كامل اين نقطه از شهر شده است.اقداماتي ارزنده از قبيل نامگذاري خيابان ها و اماكن با اسامي ازربايجاني.از جمله ميدان استاد شهريار، خيابان سهند، خيابان ثقه الالسلام، بازارچه ستارخان و ... . اقداماتي كه در دوره كنوني كمتر ديده مي شود( يا اصلا!!!)
علاوه بر هموطنان كرد،اقوام چاردولي، زعفرانلو،موصلانلو و ... هم ساكن هستند. اقوام و اقليت هايي كه شايد غير از صايين قالا در هيچ كجاي ايران نام و نشاني از آنها نيابيد! و با اين حساب تصور مي شود اين تورك ها هستند كه در اقليت قرار گرفته اند!
اين بود حكايت شهر ما... حال بينديشيم كه:چه بايد كرد؟؟؟
*به مناسبت سالروز تولد عمران صلاحي،خنياگري كه در شعله آواز خويش گم شد...*
شاعر و نويسنده اي كه در يكي از دورانهاي سخت و پر آشوب اين مملكت زيست و زيسته هايش را به صورت تصويرهاي هنري جاني دوباره بخشيد.
هنرمندي كه چهره ي زمانه اش را در طنزهايش به خنده نشست و روح بي قرار و پر تلاطم دورانش را در اشعارش جاري ساخت.
طنز پردازي بنام كه از زندگي طنز آموخت و در مدرسه ي توفيق آموخته هايش را به روز كرد و در مكتب ملا نصرالدين به كمالش رساند و از اين رهگذر سبك وسياق خود را يافت و يكي از چهره هاي زمانه اش شد.
طنز پژوهي كه با نوشته ها و جستارهايش چراغي فرا راه پويندگان و پژوهندگان بعدي قرار داد.
او تلخ ترين،گزنده ترين،تاب سوزترين احساسات دروني اش را آن چنان دگرديسي مي داد و آنها را آن چنان به شوخي ،شيريني،خنده بدل مي ساخت كه گويي از روح شادان او تراويده بود. "بزرگترين هنر عمران اين بود كه از غم ،خنده مي پرداخت".
عمران صلاحي درباره خود مي گفت:
من طنز را به خاطر دل مردم و شعر را به خاطر دل خودم مي گويم!
....زبان مادري من توركي است و در خانه هم توركي صحبت ميكنيم.بعضي حس ها هست كه در فضاي آذربايجان بوده و من بدون اينكه اراده كرده باشم ،به تركي شعر گفته ام و آن حس ها را در شعرهايم آورده ام.
عمران صلاحي در 12 مهر 1385 درگذشت.
درخت را به نام برگ،
بهار را به نام گل،
ستاره را به نام نور،
كوه را به نام سنگ،
دل شكفته ي مرا به نام عشق،
عشق را به نام درد،
مرا به نام كوچكم صدا بزن...
"نمي ميرند كساني هيچگاه،از بس كه عين زندگي اند مثل عمران!"
1992 اينجي ايلي فئورال آيينين 26سيندا خوجالي، قارا باغ دا اولان بير شهر، ارمني نيرولارين توسطي ايله ايشغال اولوندي. بو تكجه بير نيظامي اولان ايشغال و سالديري دئيلدي.بو تكجه آذربايجانين حاققيندا يوخ، بلكه اييرمينجي عصير ده بوتون بشريت حاققيندا جينايت و قيريم(قتل عام)دي.بو فاجيعه ده 613 اينسان اولوب، 487 نفر معلول اولوب و 1275 قادين،اوشاق و قوجا اولان آذربايجانليلار ارمني نيرولارين توتساقي(اسير) اولوبلار.150 نفر آذربايجانلي وطنداشلاريميزدا بو گونه قدر ايتگين توشوبلر.
بو فاجعه تكجه قيريمينا گوره دونيادا تانينمير، بو جينايت ده ارمنيلر هئچ بير شيكنجه دن واز گئچمييبلر.تورك خالقينين اولدورمه سي اونلاري دويوزدورميب و بو وحشي و داش اورك ارمني خالقي، توركلرين باش و بدن اعضاسينين كسمه سينه، بالاجا اوشاقلارين گوزلرين چيخارديب كور ائلمقينه، بويلي قادينلارين قارينين سوكمقه اوز گتيريبلر.
منجه آذربايجان خالقينين "سازمان ملل" دن تكجه بير ايستگي اولسا، او دا خوجالي فاجيعه سينين آلايلي(فرمانده) لارينين توتولومي(دستگيري) و موحاكيمه سي اولا بيلر.او جومله دن اسلاويك آروتونيان، آندري ايساخنيان، سرگئي بگلاريان، الكساندرا اوراپتيان و باشقالار كي بويله بير جينايته گوره بوتون بشريته جاواب وئرمليديلر.
ايندي يازينين داواميندا بو جينايتين بالاجا بير گوشه سين اوخوييرسيز ارمني لرين اوز ديليندن كي نئجه بو جينايت له اوزلرينه فخر ائلييرلر.بو يازيني اوخوماقدان سورا فيكيرلشين و گورون كي بو خالقا "اينسان" دئمك اولار يا وحشي بير جاناوار....
يكي از شعرا و نويسندگان مشهور ارمني به نام زوري بالايان در
كتابي تحت عنوان ؛احيا دوباره روحمان؛ از قتل عام خوجالي در تاريخ ۲۶
فوريه ۱۹۹۲ كه خود نيز در آن شركت داشته چنين مينويسد:
با خاچاتوريان به خانه اي كه تصرف كرده
بوديم وارد و كودك ۱۳ ساله توركي راديديم كه توسط سربازان
ارمني به پنجره اتاق ميخكوب شده بود خاچاتوريان براي اينكه جلوي گريه و فريادهاي
كودك را بگيرد پستان بريده شده مادرش را به زور در دهان وي فرو برد بعد از آن من
پوست سر و سينه و شكم كودك را كنده و تايم گرفتم كودك در عرض هفت دقيقه بر اثر شدت
خونريزي جان داد و من با اين عمل دچار شادي و شعف زايد الوصفي شدم و تمام روحم سر
شار از غرور گرديد.
خاچاتوريان جسد كودك را تكه تكه كرده و در مقابل سگهايي كه از نژاد خود تركها هستند انداخت!شب همانروز اين كار را با سه كودك ديگر ترك تكرار كرديم `بدين شكل من به وظيفه خود به عنوان يك ارمني عمل كرده و يقين دارم كه كه تمامي ارامنه به ما و كارهايمان افتخار خواهند كرد.
بير چوخ اثرين مولفي اولان شبسترلي دوكتور محمدتقي زهتابي نين حياتي نين فيرتيناتلي گئچمه سينه باخماياراق توم اولايلارا داغ كيمي سينه گردي.بو ديرلي عاليم نهايت 1377- جي ايلده وفات ائتدي:
من نئنه ييم اي شوخ كي ديوانه دوغولدوم
ائل دردلرينين شمعينه پروانه دوغولدوم
قلبيم اويئتيملردن اينان آيريلا بيلمز
سانكي،اولارين تئل لرينه شانه دوغولدوم
تقصير منيم يوخ بو زمانين كي دير اي شوخ
گولزاره دييل،من اوز و طوفانه دوغولدوم
عصيان ائديرم عشقه اوزاقلاش منه باخما
اولسامدا جوان عشقله بيگانه دوغولدوم
سوس،سوس نه دئديم عشقده رد ائتمك اولار هيچ
من كي،گيريبن عشقله پيمانه دوغولدوم
پروانه مي يم،شمع مي يم خلقيمه بيلمم
غم خوارمي،عاشق گو؛ره سن،يانه دوغولدوم
بو گون بيز گونئي آذربايجان توركلرينه نه آنلامي اولا بيلر؟ او زامان كي ديليميزي قورويان آلتلريميز يوخدي؟ او زامان كي خالقين شاعيرلري.كولتوري و باشقا باشقا فخر ائتملي لريميزي اولوم حالينا ساليبلار. بو زاماندا كي آنا ديلي گونئي آذربايجانين حتي گونده ليك دانيشيقلاريندان دا اوز اورتيب و بو حالدا كي اوز ديلينده مدرسه ايستينلر پان تانينيلار و بو حالدا كي بو اهميت لي اولان گون ايران مملكتينين رسمي اولان ايل ساياريندان حذف اولوب بيز آنا ديليميزه تعزيه توتمالييق.
آي ديلداشلار! آنا ديليميزي قوروماقلا "زنده باد ايران آريايي" بايراقيني يئنديره ك.
گون او گون اولسون كي آذربايجانليلار "رستم و سهراب"ين رزمين كيتابلاردا اوخوماق يئرينه دده قورقود و كوراوغلو كيمينلرين مردانه ليقلريندن اوخويوب درس آلسينلار.دده بالانين قارشي قارشيا گلمقين يوخ...
نه ايسه: آنا ديليميز باش اوجا ياشاسين هر زامان.....
هئچ بو گونه قدر فيكيرلشيب سيز كي نيه هر يئرده، خياواندا، اوخول دا، ايداره لر ده و .... يازيلير: آ.غ!!! يازيلير آ.ش!!!
حتما جنابلار بئله جواب وئريرلر كي چون غربي آذربايجان آدي باشقا بولگه لره گوره بير آز آرتيق دير، ايختيصار اوچون يازيلار آ.غ!!!
آما دوستلار غربي آذربايجان حرفلري چوخدي يا سيستان و بلوچستان؟؟؟ يا كهگيلويه و بوير احمد؟؟؟ بس نيه هئچ اونلارا دئميرلر س.ب يا ك.گ؟؟؟!!!
آخي نيه بو اويونو بيزيم باشيميزا آچيللار؟ آذربايجان آدي چوخ آغيرليق باشينيزا؟؟؟
حورمتلي ديلدلشلاريم گلين بو گوندن آ.غ و آ.ش سوزلريني اونوتاق.هيچ يئرده يازمياق.بورا آذربايجان دي...
آي جنابلار! ائشيديييييييين: بورا آذربايجان دئيرلر.....
با عرض سلام خدمت شما هواداران تيراختور.
دوستان اينبار ما از سازمان بين المللي فيفا كه بشدت به اين مساله تبعيض نژادي در فوتبال حساس است شكايت مي كنيم. مطمئن باشيد اينبار جواب خواهيم گرفت. لطفا اين مطلب را در وبسايت يا ... بشدت تبليغ و براي تعداد شكايات بيشتر، هواداران زيادي را جلب كنيد. اين مطلب را ايميل كنيد. با توجه به بي نتيجه ماندن اعتراضات هواداران تيم تيراختورسازي آذربايجان در رابطه با تبعيض و بي عدالتي مسئولان ليگ برتر ايران، عده اي از هواداران تيراختور تصميم گرفتند تا با نوشتند نامه و طومار اعتراضي به فيفا به زبان انگليسي، فيفا را از اين طريق به اين ناعدالتي آگاه كرده تا بر ايران فشار آورد. مطمئنا با همكاري شما هواداران عزيز تيراختور ما خواهيم توانست با اين اعتراض به نتيجه برسيم. لطفا وارد لينكي كه در زير آمده شده، نام، ايميل و موضوع را پر كرده و فقط متن انگليسي (بدون ترجمه فارسي) را در كادر مربوطه پر كنيد و با نوشتن كد امنيت، سابميت را بزنيد.
راهنمايي:
What is your name: نام خود را وارد كنيد (به انگليسي)
Email: ايميل خود را وارد كنيد
Subject براي موضوع متن زير را كپي پيست كنيد :
This letter is from fans of one of Iran super league football teams that named Tractor-sazi
Type your message here متن انگليسي را كه در زير آمده است، بدون ترجمه فارسي در كادر كپي پيست كنيد
قسمتي كه در زير تحت نام (متن موحتواسي) آمده است را كپي پيست كنيد.
Enter the numeric code shown in the image below : كد امنيتي كه در آنجا مشخص شده، دقيقا در آنجا تايپ كنيد
Submit روي اين گزينه كليك كنيد تا شكايت شما ارسال گردد.
دوستلار. بو متنين انگليسي چئوريمين آشاداكي آدرسده نظرات قيسمتينه كپي ائليين و اؤز آديزي يازين.
لينك سايت فيفا:
http://www.fifa.com/contact/form.html
متن موحتواسي: متن انگليسي زير را در كادر مربوط به Type your message here كپي پيست كنيد.
Dear sir/madam;
This is a letter from fans of one of the Super League football teams in Iran, named Tractorsazi to the directors in AFC
Tractor football club (abridged among the fans) is the only popular team of more than 35million Azeri Turks all over Iran. Many great football stars have been introduced from among Turkish people into the world, such as, Ali Daei, Karim Bagheri, Rasul Khatibi, and others who have gained fame in other Iranian teams just because of their not having enough facilities in their own region.
Tractor is one of the football teams in Tabriz, the center of East Azerbaijan province. But it has a great number of fans from all over the country, Turkish speaking countries in the neighborhood, like Turkey and Azerbaijan, and also from other Asian and European countries. There have always been more than an average number of 60 thousand spectators in each competition.
You may also find it interesting to know that the first Asian- player transferred to Europe in 1930 was from the Azerbaijan in Iran. He was the deceased Hussein Sadaghiyani, the best forward footballer in Belgium in the years, 1930 and 1932, and besides, he was also the father of football in Iran.
But now, the only football team from this populous region, Tractor, is facing so many problems, such as: the matches not being broad-casted on neither national TV channels, unfair judgments of the referees in different matches, and numerous problems which are encountered by the myriads of the fans and spectators who bare the burden of all difficulties and lack of any facilities in and outside the stadiums.
We have protested to the present condition several times but all in vain after a two-month struggle, as it was always the two teams of the Capital, Tehran important and worth consideration for them and took our objections as a political act. Most of the people believe that it's a clear racist reaction.
We would appreciate it if the Confederation of football in Asia would warn the Federation in Iran to change its biased and discriminating behavior towards Tractor ad its fans. For sure your supporting our team will be a great hope towards a brighter future of the world's football introducing more top footballers among the great potentials of the area.
And at last we would like to invite the directors and representatives of AFC to have a trip to Tabriz to see from a closer distance the excitement and exultant of so many admiring fans of Tractor.
Thank you for your caring consideration
ترجمه:
اين نامه از طرف طرفداران يكي از تيمهاي سوپر ليگ ايران بنام تراكتور به مسيولين مربوطه در اي اف سي .
تيم فوتبال تراكتورسازي تنها تيم محبوب بيش از 35 ميليون ترك آذري از سراسر ايران است. جامعه ورزش تركهاي آذري ستاره هاي زيادي به دنياي فوتبال معرفي كرده اند مانند ؛ علي دايي ، كريم باقري، رسول خطيبي، و ساير بازيكنان كه بدليل نداشتن تيم در منطقۀ خود در تيمهاي ديگر شهرت پيدا كرده اند.
جالب است بدانيد كه اولين لژيونر فوتبال آسيا كه در سال 1930 به اروپا رفت از آذربايجان ايران بوده .بله ، او بهترين گلزن بلژيك در بين سالهاي 1930و 1932 بوده. نام او مرحوم حسين صدقياني معروف به حسين افندي ، پدر فوتبال ايران كه از آذربايجان ايران بوده هست.
اما تنها تيم اين منطقه از ايران، تراكتور، با مشكلات زيادي از قبيل عدم پخش بازيهايش از تلويزيون، قضاوت ناعادلانۀ داورها، اختصاص ندادن هيچگونه امكانات براي تماشاچيان.
به همين سبب همه ما تماشاچيان با فرستادن هزاران ايميل به وضعيت موجود اعتراض كرديم . ولي بعد از 2 ماه آنها هيچ توجهي به اعتراضات ما نكردند .آنها هميشه سعي دارند با اعتراضات ما سياسي برخورد كنند.
اكثر مردم بر اين باورند كه اين يك نژادپرستي آشكار هست.
تراكتور يكي از تيمهاي تبريز- مركز استان آذربايجانشرقي هست ولي طرفداران اين تيم از سراسر ايران و نيز كشورهاي آذربايجان و تركيه و بعضي كشورهاي اروپايي مي باشد.
در هر مسابقۀ اين تيم در ايران متوسط تماشاچيان بيشتر از 60 هزار نفر هست. ما از كنفدراسيون آسيا مي خواهيم به فدراسيون فوتبال ايران اخطار كند كه تغيير رفتار دهد. و ما از مسئولين كنفدراسيون آسيا دعوت مي كنيم به تبريز سفري داشته باشند.
تيم ما با پتانسيل باورنكردني خود مي تواند تاثير زيادي در پيشرفت فوتبال آسيا داشته باشد.
اگر شما از تيم ما حمايت كنيد ما قادريم ستاره هاي زيادي از آسيا به فوتبال دنيا معرفي كنيم .
منبع : سوسوز گؤل
سلام آقاي ناداور،آقاي تركي
واقعا امشب و شبهاي ديگه چطور ميخواي سرتو بذاري و بخوابي؟
البته نه، راحت خواهي خوابيد و خوشحال.چون چشم ميليونها تورك رو گريان گذاشتي.و لابد كلي هم پاداشهاي پنهاني در انتظارت است!!! كسي چه مي داند!
اما هرچه هست بدان و به هوش باش كه اين ناداوري ها از چشم هيچ پير و جوان تورك پنهان نمي ماند.
فكر نكن چون فارسي حرف مي زنيد يعني حق با شماست...
عدو شود سبب خير، اگر خدا خواهد.سبب خير شديد و كفه ترازوي تبعيض ها و بي عدالتي خود هم بارگي هايتان را سنگين كرديد.
شما چه بخواهيد و چه نخواهيد بايد هميشه به ياد داشته باشيد:
*** تيرختوري ائل ايستر***
***شرفلي ميللت ايستر***
فلكين قانلي اليندن بير آتيلميش يئره اندي،
بير فلاكت آنانين جان شيره سيندن سودون امدي،
بوللو نيسگيل شله سي چيگنينه آلدي،
تاي توشوندان دالي قالدي،
ساري گول مثلي سارالدي،
گونو تك باغري قارالدي.
خان چوبان سيز سئله تاپشيرسين اوزون،
يوردوموزا بير سارا گلدي،
بير وفاسيز يار اليندن سانا گلمز ياراگلدي،
بيريازيق قيز،
جان الينده ن جانا گلمز جانا گلدي،
گله جكده «الموت» دامنه سينده ن بورايا درمانا گلدي،
بير آدامسيز «سورو» آدلي،
الي باغلي،
ديلي باغلي!
«سورو» كيمدير؟
بير گول دو جهنمده بيتيبدير،
.
.
.
حتما حتما حتما آرديني اوخويون،الدن وئرميين!
آرديني اوخو
Dünyaliq olan türk dilimizdə o qədər gözəllik və incəliklər və dərinliklər vardir ki hətta özgələridə heyrətə və təəcübə salir.
Dilimizdə olan möhkəm quruluşlar və tərkiblər və tabiyi hərəkətlər və habelə özgə luğətləri yemək və həzm etmək və onlara milli və el paltari geydirmək,sonra zaman zaman milli horriyət şəklinə salmaq məharəti dolğundir.
آرديني اوخو






